X
تبلیغات
رایتل
شنبه 2 شهریور‌ماه سال 1387 ساعت 15:56

·        دعوت از یک بازیگر برای حضور در یک آگهی تبلیغاتی در ژاپن به معنای یک افتخار بزرگ است . اما همین دعوت در آمریکا به معنای این است که تو فقط به فکر پول در آوردنی یا این که دچار لغزش حرفه ای شده ای .
پل نیومن

 

·        هرگز ندیده ام که هیچکاک از پشت دوربین صحنه را نگاه کند . کارگردان های معدودی این گونه هستند .
جیمز استیورات

 

·        در هنگام ساخته شدن فیلم ( روانی ) هرگاه که روی صحنه تنش یا عصبیتی روی میداد ؛ هیچکاک بلافاصله کار را برای 5 دقیقه تعطیل میکرد و میگفت (( دوستان لطفا به خاطر بیاورید که ما می خواهیم خودمان هم از این کار لذت ببریم .))
آنتونی پرکینز

 

·        دوست دارم مثل یک پیرمرد خوش سیما مثل ( پیکاسو یا هیچکاک ) به خاطر سپرده شوم .
شون کانری

 

·        در این کشور ( آمریکا ) هیچ فرهنگی وجود ندارد .
مارلون براندو

 

·        آمریکا شاید خشن , حریص و استعمارگر باشد . اما خدای من ! کشور جالبی است .
پل نیومن

 

·        اعتقادی به زندگی پس از مرگ ندارم . اما معتقدم که پس از مرگ یک تغییر شکل ظاهری پیدا میکنم ؛ مثل عوض کردن زیر پوشمان .
وودی آلن

 

·        با تظاهر به اینکه یک بیمار روانی ام از خدمت در ارتش معاف شدم .
آنها فکر میکردند که من یک دیوانه ام . در فرم مشخصات فردی که برای پر کردن به من داده بودند زیر کلمه نژاد نوشتم : ( انسان ) و زیر کلمه رنگ نوشتم ( گوناگون )
مارلون براندو

 

·        من بازیگری را دوست دارم . من بازی میکنم و این برای من یک ارزش است .
آلن دلون

 

·        من کار خواهم کرد _ در هر جایی ، در هر زمانی و به هر بهایی .
مل گیبسون

 

·        بازیگر ها پول گزافی میگیرند تا خودخواه و خودپسند باشند .
مایکل داگلاس

 

·        من یک بار مرتکب این کار (( کارگردانی )) شدم و با باسن زمین خوردم .
مارلون براندو

 

·        شناختن زنها همیشه فوق العاده است . با راز و رمزها ، شادیها و عمقش . اگر بتوانی خنده ای بر لب زنی بیاوری .
زیباترین چیز خدا روی زمین را خواهی دید.
کیانو ریوز

 

·        هرگز ازدواج نکردم و بچه ای هم ندارم ولی دلم میخواهد بدجوری هم دلم میخواهد .... کسی را سراغ دارید؟
دایان وست

 

·        ازدواج چیزی است که سرآدم می آید مثل یک بلا.
وودی آلن

 

·        همیشه فکر میکردم بازیگرها آدم های احمق و بی سوادی هستند . برای همین در رشته ادبیات در دانشگاه ثبت نام کردم .
جودی فاستر

 

·        بازیگری حرفه کودکانه زیبایی است . حرفه ای که در آن وانمود میکنی آدم دیگری هستی . و البته در بعضی مواقع هم ، داری خودت را می فروشی .
کاترین هیپبورن

 

·        بازگری اصلا یک هنر روشنفکرانه نیست . یک کار صرفا حیوانی است که از درون بخش حیوانی مغز بیرون می زند .
کلینت ایست وود

 

·        بازیگری صرفا به معنای قوادی است . بعضی ها قوادی پول را میکنند ؛ و بعضی ها قوادی قدرت را . من این حرفه را کنار نگذاشته ام ؛ اما از آدم های این کار متنفرم .
مارلون براندو

 

·        بازیگری ! مادرم این را به من یاد داد .من با (( بازیگری )) متولد شدم . فکر نمیکنم بتوان به کسی بازیگری را یاد داد ؛ این یک امر غریزی است .
سر چارلز چاپلین

 

·        بازیگری به عنوان یک هنر مورد احترام واقعی نیست .
رابرت دنیرو

 

·        خیلی احمقانه است . الآن در دهه چهارم زندگی ام هستم و همچنان دارم واقعیت را وانمود میکنم .
مایکل داگلاس

 

·        بازیگری در مورد من همیشه امر مقدسی بوده است . هنگام بازی نمی توانم مطلقا به کسی دروغ بگویم .
کوین کاستنر

 

·        بازیگر شبیه این است که اجازه بدهی شلوارت را از پایت پایین بکشند و تو در معرض تماشای عموم قرار میگیری .
پل نیومن

 

·        من هم مثل بوگارت معتقدم : بازیگری تجربه ای است که چیزی دلنشین در پشت آن وجود دارد .
سر آنتونی هاپکینز

 

·        در فیلم یک عروسک هستی ؛ و بر صحنه تئاتر ، یک رئیس .
تیم برتون

 

 

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo